نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد

نعره زد عشق که خونین جگری پیدا شد
حُسن ..لرزید که صاحب‌نظری پیدا شد

فطرت آشفت که از خاک ِ جهان ِ مجبور
خودگری‌، خود شکنی‌، خود نگری پیدا شد

خبری رفت ز گردون به شبستان ازل
حذر ای پردگیان ! پرده دری پیدا شد

آرزو بی خبر از خویش‌، به آغوش حیات
چشم وا کرد و جهان ِ دگری پیدا شد

زندگی گفت که در خاک تپیدم همه عمر
تا از گنبد دیرینه‌، دری پیدا شد
دیدگاه ها (۳)

نعره زد عشق که: «خونین جگرى پیدا شد» حُسن لرزید که: «صاحب نظ...

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

*به نیک و به بد مَردِ آموزگارنپیچد سر از گردشِ روزگاربه هر چ...

*روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستواندر طلب طعمه پر و بال بيار...

*با تو لیلا، بید، مجنون‌وار می‌ریزد به‌همزیر باران، رقص گندم...

دخترم با هوش مصنوعی عکسم درست کرد.ملکه خوب ها

#تکست_عاشقانه

✨💙یه روز شاید که اتفاقی دیدمتخدارو چه دیدی …؟#عاشقانه #خاص #...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط