آنکه با چشمان بی‌همتاش محشر می کند

آنکه با چشمان بی‌همتاش محشر می کند
با نگاهی مومنان را سخت کافر می کند
خسته‌ام از بس که دنبالش دویدم روز و شب
خستگی‌های مرا آغوش او در می کند
آه!نفرین کرده‌ام هرکس که در تنهایی‌اش
لحظه‌ای حتی اگر با فکر او سر می کند

می‌کُشد آخر مرا با بی تفاوت بودنش
گوش عالم را صدای این خبر کر می کند

روز مرگ من خودش را می‌رساند عاقبت
با نمِ اشکش مزارم را معطّر می کند
غنچه هایی را که روزی حسرتش را داشتم
روی سنگ قبر من با گریه پرپر می کند

می‌زند بر شانه اش دستی که دیگر دیر شد
رفتنم را در سکوتی تلخ باور میکند
----------------------------------
دیدگاه ها (۱)

آنقدر عاشقم کرده ایکه میدانم یک روزخواهم گفت...در این سالها ...

آمدم با بوسه بیدارش کنم، رویم نشداز هوای ِ عشق سرشارش کنم، ر...

در کـوچه ی ما بوی گل از باغ تن توستامـروز مگــــر روز شکـــو...

در حقیقت باشد ای بانـو "غـــــزل" نام شمامی شود یک لحظه باشم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط