چه سالها که نشستم به پای یک رؤیا

چه سالها که نشستم به پای یک رؤیا
امید بسته دلم بر هوای یک رؤیا

چه سالها نفسم را بریده تنهایی
رمق نمانده ازاین قصه های یک رؤیا

خیالهای شبانه چه عالمی دارد
به بسترت برسد باصدای یک رؤیا

همیشه آخر رؤیای من همین رؤیاست
همیشه جان بدهم لابلای یک رؤیا

تمام عمر نشستم به پای تنهایی
چه سخت کرده دلم را فدای یک رؤیا

چه کرده با دل من روزهای دلتنگی
خدا مرا برسان انتهای یک رؤیا

همیشه در دل دیوانه آرزو دارم
هنوز جان بسپارم برای یک رؤیا

همیشه در دل دیوانه مادرم رؤیاست
به پای او برسان ای خدای یک رؤیا

وبعدرفتنت این دل به شور افتاده
چگونه باز نیفتم به پای یک رؤیا
دیدگاه ها (۵)

واى از دست اين تنهايىواى از دست اين دل بهانه گيرواى ازدست اي...

برو ای عشق میازارم بیش از تو بیزارم و از کرده خویش من کجا ...

𝐒𝐇𝐀𝐃𝐌𝐄𝐇𝐑 𝐀𝐆𝐇𝐈𝐋𝐈 🎻آه... ای ابــر بــهـاری مـویـه کـنروحِ تـبـ...

از تو بیزارم و از کرده خویشمن کجا این همه رسوایی هادل دیوانه...

وای از دست این تنهایی، وای از دست این دل بهانه گیروای از دست...

صنوبر غمگین دور از من ، بگو با زنان بعد از تو چه کنم وقتی ت...

رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست!می نشینم توی تاریکی، باز با ...

من،تنهایی بزرگ شدم.تنهایی درس خوندم.تنهایی کار کردم.تنهایی د...

https://instagram.com/download/?r=31574279578

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط