-نطفه ی هیچکسی ؛
-نطفه ی هیچکسی ؛
در شدنش دست نداشت !
آنکه زاییده نشد ،
از غزلی پس افتاد.
آنکه اندازه ی یک عمر به مُردن چسبید ؛
زندگی کرد به امید شبِ پایانی.
انتهای همه ی پنجره ها ؛
دیوار است.
آخرین پنجره را هم که خودت میدانی…
#علیرضا_آذر
در شدنش دست نداشت !
آنکه زاییده نشد ،
از غزلی پس افتاد.
آنکه اندازه ی یک عمر به مُردن چسبید ؛
زندگی کرد به امید شبِ پایانی.
انتهای همه ی پنجره ها ؛
دیوار است.
آخرین پنجره را هم که خودت میدانی…
#علیرضا_آذر
- ۱.۲k
- ۱۹ آذر ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط