پارت یازده
پارت یازده
ا.ت، ممنونم جین جونم
فلش بک به موقع خواب
نامجون، من برم بخوابم خستم
جیمین ، اوم منم امروز مثه سگ ارمنی دوییدیم
جین، بریم بریم که فردا میخوام ببرمتون یه جایی خودمم ناهار درست میکنم براتون
ا.ت، کجا
جین ، این دورو ور جاهای مختلف زیاد داره
ا.ت، اووو جالبه وایی منم باید برم بخوابم شبتون بخیر و ا.ت میره تو اتاقش
ا.ت ویو
خیلی خسته بودم خودمو مثه چی پرت کردم رو تخت و بعد یه نیم ساعت تو جام وول خوردن دیدم خوابم نمیبره خوابم میاد اما خوابم نمیبره 😐
برا همین گفتم برم تو پزیرایی یه تلویزیون ببینم رفتم از پله ها پایین و رو مبل نشستم که یهو جین نامجون ته هوپی باهم با اصلحه اومدن با لا سرم
ا.ت،یا خدا چطونه
جین ، ا.ت تویی بابا مردیم از ترس فک کردیم بهمون شبیخون زدن
هوپی ، نزدیک بود خودم بکشمت ا.ت تو مگه خوابت نمیومد
ته ، ازیتش نکنید بابا یه تلویزیون روشن کرده دیگه
ا.ت، من دیدم خوابم میاد اما خوابم نمیبره برا همین گفتم یکم تلویزیون ببینم
جیمین ، باشه حالا چی میبینی
ا.ت،فیلم .........خیلی جالبه من قبلاً دیدمش اما خیلی خوبه
و همه اومدن رو مبلا نشستن و باهم داشتیم فیلم میدیدیم دلم میخواست برم پیش هوپی جونم اما خب نمی شد باید تحمل کنم فیلم تموم شد ساعت چهار صب بود که ته پاشد و دست منو کشید و دنبال خودش راه انداخت
ا.ت، ته چیکار میکنی
هوپی، کجا داری میبریش (عصبی)
ته، یکم ببرمش بیرون
هوپی، لازم نکرده ا.ت بیا بشین
ته ، برو بابا و ا.ت رو همین جور میکشه
ا.ت، ته ول کن فردا رو مگه گرفتن فردا همه باهم میریم خب
ته، نه من میخوام باتو تنها باشم
هوپی
دیگه داشتم دیوونه میشدم مغزم درد میکرد دلم میخواست تهیونگ رو بزنم بکشم
هوپی، گفتم ..ا.ت..جایی..نمیره...
ا.ت سر جاش وایمیسته
ته، به...تو...ربطی...نداره و ا.ت رو میزاره رو دوشش
ا.ت، ته تهیونگ ولم کن ای کمک
جیهود پاشد که ما از در بیرون رفتیم و ته منو گذاشت تو ماشینش
هوپی ، من اونو
نامجون، ولشون کن هوپی بیخیال میدونی که اون ته مثه دیوونه ها رو حرفشه پس بیخیال ببینه ا.ت محل نمیده خودش پل میکنه
هوپی ،منظور
جین ، داداش بیخیال ما دیگه از بچگی باهمیم میشناسیمت
هوپی ، من منظورم
جیمین ،تو دوسش داری نه
جین ،دوسش داره
نامجون، از همون اول معلوم بود
هوپی ،ته هم میدونه
نامجون ، نمی دونم اما خب انگار اونم یه حسایی خب میدونی
هوپی ، ساکت ادامش نده
جین ، آروم باش برا زخمت خوب نیست
هوپی ، باشه اما بفهمم کاری با ا.ت مرده خودم خودم میکشمش
جین، باشه بابا
اون ور داستان
تهیونگ ، ا.ت
ا.ت، بله
میزنه بغل
ته، پیاده شو
ا.ت پیاده میشه دم یه پرت گاه بودن و طلوع خورشید قشنگ معلوم بود
ا.ت تو دلش ....
شرطا
کامت۵۰ لایک۱۵ فالو۹۵
ا.ت، ممنونم جین جونم
فلش بک به موقع خواب
نامجون، من برم بخوابم خستم
جیمین ، اوم منم امروز مثه سگ ارمنی دوییدیم
جین، بریم بریم که فردا میخوام ببرمتون یه جایی خودمم ناهار درست میکنم براتون
ا.ت، کجا
جین ، این دورو ور جاهای مختلف زیاد داره
ا.ت، اووو جالبه وایی منم باید برم بخوابم شبتون بخیر و ا.ت میره تو اتاقش
ا.ت ویو
خیلی خسته بودم خودمو مثه چی پرت کردم رو تخت و بعد یه نیم ساعت تو جام وول خوردن دیدم خوابم نمیبره خوابم میاد اما خوابم نمیبره 😐
برا همین گفتم برم تو پزیرایی یه تلویزیون ببینم رفتم از پله ها پایین و رو مبل نشستم که یهو جین نامجون ته هوپی باهم با اصلحه اومدن با لا سرم
ا.ت،یا خدا چطونه
جین ، ا.ت تویی بابا مردیم از ترس فک کردیم بهمون شبیخون زدن
هوپی ، نزدیک بود خودم بکشمت ا.ت تو مگه خوابت نمیومد
ته ، ازیتش نکنید بابا یه تلویزیون روشن کرده دیگه
ا.ت، من دیدم خوابم میاد اما خوابم نمیبره برا همین گفتم یکم تلویزیون ببینم
جیمین ، باشه حالا چی میبینی
ا.ت،فیلم .........خیلی جالبه من قبلاً دیدمش اما خیلی خوبه
و همه اومدن رو مبلا نشستن و باهم داشتیم فیلم میدیدیم دلم میخواست برم پیش هوپی جونم اما خب نمی شد باید تحمل کنم فیلم تموم شد ساعت چهار صب بود که ته پاشد و دست منو کشید و دنبال خودش راه انداخت
ا.ت، ته چیکار میکنی
هوپی، کجا داری میبریش (عصبی)
ته، یکم ببرمش بیرون
هوپی، لازم نکرده ا.ت بیا بشین
ته ، برو بابا و ا.ت رو همین جور میکشه
ا.ت، ته ول کن فردا رو مگه گرفتن فردا همه باهم میریم خب
ته، نه من میخوام باتو تنها باشم
هوپی
دیگه داشتم دیوونه میشدم مغزم درد میکرد دلم میخواست تهیونگ رو بزنم بکشم
هوپی، گفتم ..ا.ت..جایی..نمیره...
ا.ت سر جاش وایمیسته
ته، به...تو...ربطی...نداره و ا.ت رو میزاره رو دوشش
ا.ت، ته تهیونگ ولم کن ای کمک
جیهود پاشد که ما از در بیرون رفتیم و ته منو گذاشت تو ماشینش
هوپی ، من اونو
نامجون، ولشون کن هوپی بیخیال میدونی که اون ته مثه دیوونه ها رو حرفشه پس بیخیال ببینه ا.ت محل نمیده خودش پل میکنه
هوپی ،منظور
جین ، داداش بیخیال ما دیگه از بچگی باهمیم میشناسیمت
هوپی ، من منظورم
جیمین ،تو دوسش داری نه
جین ،دوسش داره
نامجون، از همون اول معلوم بود
هوپی ،ته هم میدونه
نامجون ، نمی دونم اما خب انگار اونم یه حسایی خب میدونی
هوپی ، ساکت ادامش نده
جین ، آروم باش برا زخمت خوب نیست
هوپی ، باشه اما بفهمم کاری با ا.ت مرده خودم خودم میکشمش
جین، باشه بابا
اون ور داستان
تهیونگ ، ا.ت
ا.ت، بله
میزنه بغل
ته، پیاده شو
ا.ت پیاده میشه دم یه پرت گاه بودن و طلوع خورشید قشنگ معلوم بود
ا.ت تو دلش ....
شرطا
کامت۵۰ لایک۱۵ فالو۹۵
- ۶.۹k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط