روشن است که خسته‌ام

روشن است که خسته‌ام

زیرا آدمیان در جایی باید خسته شوند
از چه خسته‌ام، نمی‌دانم
دانستنش به هیچ رو به کارم نمی‌آید
زیرا خستگی همان است که هست
سوزش زخم همان که هست
و آنها را با علت‌های خویش کاری نیست
آری خسته ام

و به نرمی لبخند می زنم
بر خستگی که تنها همین است
در تن آرزویی برای خواب
در روح تمنایی برای نیندیشیدن.
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم بی‌هدفی از زبان چوپان پیر :عده‌ای هدف...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑨_بخش دوم_هیچکس حال نمک ریختن یا...

پای درس خدا ...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :ممکن است حتی کارشناسان...

قورباغه هایی که مامور خدا بودند!

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط