گاهی خسته می شوم؛

گاهی خسته می شوم؛
از زن بودنم
کمی آزادی می خواهم... نه اینکه بخواهم گره روسری ام را شل کنم،
نه
روحم اسیر شده،
در باورهای پوچ مرد ایرانی!

از اینهمه مراقبت از خودم خسته ام
کمی مواظبم باش

دلم میخواهد از خیابان نترسم...
از تنهایی
از صدای بوق ماشین ها...
کوچه های خلوت....
سنگ تهمت... دلم لک زده برای آزادی
آزادی از چشم های ناپاک
کمی باور
و فرار از قضاوت
میخواهم کمی لبخند بزنم
ولی کسی به نجابتم شک نکند
گاهی کمی مهربان باشم

من یک زن ایرانی ام
دلم کمی رهایی میخواهد..
دیدگاه ها (۴)

کنار خنده هایت، می نشینم!عشق تو را، مرثیه می گیرد!!درد، سکوت...

چقدر زیبایی وقتی مرا متهم میکنیکه دوستت ندارم!وای که چقدر عز...

خاطره هاهیچ وقتپاک نمیشوندشاید کم رنگ بشونداما پاک نمیشوندگو...

تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهم امروز محتاج توام؛ فردا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط