فیکشن یائویی سانزو ریندو

␥فیکشن‌ یائویی سانزو × ریندو
به قلم سنجین••••☆
🌩-‌ - - - - - -‌ - - - - - - پارت اول :


21 می،آخرین زمستون-ریندوی ۱۹ ساله
سال ۲۰۰۷

سویون،دوست دختر ثروتمند ران،مابین اون دوتا ایستاده بود،توی هوایی که از شدت سرما،هیچ پرنده‌ای پرواز نمیکرد،دست دوره بازوی اون دوتا برادر انداخته بود و ران،با بزرگترین لبخندی که روی صورتش وجود مشغول عکس گرفتن بود

_امیدوارم زندگی خوبی داشته باشی ریندو...!

...

سویون آلبوم عکس رو بست و روی میز گذاشت و ران،با اشاره به آلبوم،اونو از سویون گرفت

_هیچوقت فکر نمیکردم موهاتو به خاطر اونطور موضوع مسخره‌ای کوتاه کنی...!

سویون،بعد از چندماه هنوز هم غر میزد،حتی زمانی که دیگه خبری از اون سرمای سوزناک نبود هم،نمیتونست خاطره‌ی اون روز سرد رو از ذهنش پاک کنه

و ران،آلبوم رو ورق زد

...

21 می،آخرین زمستون-ران ۲۰ ساله

و سویون و ران،کنار هم ایستاده بودن،زمانی که ران با ظرافت،استارباکس داغ رو مابین انگشت‌هاش نگه داشته بود و نگاهش،میخ صورت خوش تراش سویون بود و ریندو چند قدم دور تر،با دست هایی که توی جیب کاپشن خز دارش فرو برده بود،غرق توی افکار درهم ریخته و پخش و پلایی بود که نمی‌دونست میتونه از زیره سنگینیشون‌ زنده بیرون بیاد یا نه

_هی،ریندو...

و اون صدا،به هایتانی کوچیک نزدیک شد،باهاش دست داد و به پشت سرش اشاره کرد،جایی که اون دوتا پرنده‌ی عاشق،به هم زل زده بودن

_شماره‌ی خواهرتو‌ بهم میدی؟

ریندو،متعجب به عقب برگشت و سویون هم متقابلا،به پسر نگاه کرد،اما ران همچنان به قهوه‌ی شیرینش‌ خیره بود...

و بعد،اون صدا اضافه کرد:همونی که موهای بلوند داره...

...
╭─────┈┈┈.°୭‌       
╰┈➤ 🌈
 .𝂅  ִ ◯⃘ 𝆬 .  ֹ ρєσρℓє  ׄ   𝇈⃝☁️𓂃
۫  ︩︪𔓕 🔥ৎ  Ɨɑց:: #سانزوxریندو  𝆺𝅥 ׅ𝆭   ࿚     ‌  
ㅤׁ  ᨦദ   ֹֹ  🔗  ˳   ๋  𝑎 ︪︩   𓆪 ׅ  ๋   ‌   
་  ‌ ˖ 🍋 ៹࣪  ֹ
دیدگاه ها (۰)

␥فیکشن‌ یائویی سانزو × ریندوبه قلم سنجین••••☆🌩-‌ - - - - - -...

╭ •┈┈┈•💜•┈┈┈•┊  ⊹ ࣪ ׅ 𝐓𝐚𝐠: #فیکشن_ریندوهایتانی╰┈┈┈┈┈┈┈ part...

بچه ها متاسفانه یه فکر عجیب دارم میکنم اومدم سناریو فیک ریند...

╭ •┈┈┈•💜•┈┈┈•┊  ⊹ ࣪ ׅ 𝐓𝐚𝐠: #فیکشن_ریندوهایتانی╰┈┈┈┈┈┈┈ part...

پارت جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط