P2

P2
ویو بورام :
داشتم خواب اکسم رو میدیدم که یهو یکی داد زد بورام که بیدار شدم
بورام :دختره ی عنتر قلبم آمد تو دهنم
میسو : اشکال ندارد حالا هم پاشو
بورام : نمی‌خوام
میسو : میگم بلند شو
بورام : چرا باید به حرفت گوش کنم
میسو : چون ازت بزرگ ترم
بورام : 😐 باشه
میسو : آفرین خاله
بورام : کوفت
میسو : پاشو دیگه
بورام :باشه
و بورام از رو تخت بلند شد و رفت صورتش رو شست و لباس فورمش رو پوشید (عکس میدم)
و رفت پایین
میسو : به به پرنسس بالا خره آماده شد
بورام : به خدا یکی میزنمت بری بچسبی به تاریخ جغرافیا ها
میسو :نخوریمون
بورام : 😑
میسو : بشین صبحانت رو بخور که بریم
بورام :باشه
یک ربع گذشت و بورام غذاش تمام شد و گفت
بورام : دست درد نکنه میسو
میسو : نوش جونت
و با هم میز رو جمع میکنن
ویو بورام
ساعت 7 بود که از خونه زدیم بیرون که یهو یکی آمد و سفت بغلم کرد اکسم بود (اکسش جنکوک بود و بیست هشت سالشه)«توجه داشته باشید هنوز عاشق همن و خوب جونکوک یک ماه رفت سانفرانسیسکو برای کار»
جنکوک : دلم برات تنگ شده بود عشقم
بورام : منم همین طور ددی و( لب میگیرن)
میسو : اَی جدا شین چندشا حالم بهم خورد
بورام و جنکوک : 😐
دیدگاه ها (۰)

اسم : صدام کن ددیکاپل : جیمین و ملیسا(اسم درخواست کننده رو ن...

P3 بورام و جونکوک : باشه بابامیسو :آفرینجنکوک :میسو هنوز عوض...

P1ویو بورام : صبح ساعت شیش با صدای گوشیم بیدار شدم دیدم میسو...

اسم رمان : دوست پسر منکاپل های اصلی : فیلیکس ، بوراماعضای ر...

پرنسس کوچولوی من پارت 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط