«دلش از چیزهایی غمگین می‌شدکه به چشم هیچ آدم دیگری نمی‌آم

«دلش از چیزهایی غمگین می‌شدکه به چشم هیچ آدم دیگری نمی‌آمد.»
دیدگاه ها (۰)

خودممم

خداااا خوشجل من 🥲

people always expect you to understand them while they forge...

ما زخمی‌ترین ساقه‌های این جنگل خشکیم؛تیغ و تبری نیست که مارا...

شب و ساحلصخره ای و مردی تنها به راهمانده در نظرش هنوزجای پای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط