شب سردی ست دلم دیدۀ تَر می خواهد

شب سردی ست دلم دیدۀ تَر می خواهد
دل ِ آشفتۀ من از تو خبر می خواهد

قهوه وُ شعر وُ خیال ِ تو وُ این بادِ خنک
باز لبخند بزن، قهوه شکر می خواهد

امشب آبستنم از تو غزلی شور انگیز
باخبر باش که این طفل پدر می خواهد

غارتم کرده ای و خنده کنان می گویی
صید عشق از دل یک سنگ هنر می خواهد

ترس در جام دلم ریخت، در این راه اگر
یادم آمد سفر عشق جگر می خواهد
دیدگاه ها (۱)

از کوچه زیبای تو امروز گذشتمدیدم که همان عاشق معشوقه پرستمدی...

از کوچه زیبای تو امروز گذشتم دیدم که همان عاشق معشو...

گــوش کن سـاز دلم را که شنـیدن داردهمــه شب دل نی عشق تو دمی...

هوای وصل تو روشن کند کلامم رانسیم موی تو جادو کند مشامم راچن...

عاشقانه های شبنم

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

حال بگو گفتم :دلی ویران سری حیران غمی پنهان تنی بیجان .

با تو دیشب شور و حالی داشتمعشق را ، از دل ، خیالی داشتمتو ره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط