Forced love

پارت 1

ساعت ۷:۰۰ صبح
راوی: بوی نان تست و قهوه تمام آشپزخانه را پر کرده بود،مادر جونگ می میز صبحانه رو حاضر کرده بود
مادر جونگ می: جونگ می...عزیزم... صبحانه حاضر
جونگ می: الان میام
راوی :چند مین گذشت و جونگ می اومد پایین
پدر جونگ می: صبح بخیر دخترم
جونگ می: صبح بخیر بابا.
مادرش بشقاب صبحانه را جلوی او گذاشت.
مادر جونگ می: امروز شیفت داری؟
جونگ می: آره... احتمالاً تا شب بیمارستانم.
پدر جونگ می: زیاد خودتو خسته نکن.
جونگ می: سعی می‌کنم.

راوی : همان ساعت
جونگ کوک با لباس فرم پلیس از پله‌ها پایین آمد.
مادر جونگ کوک: صبح بخیر پسرم
جونگ کوک: صبح بخیر
پدر جونگ کوک: صبح بخیر!!!
راوی:مادر جونگ کوک فنجان قهوه را جلوی جونگ کوک گذاشت
مادر جونگ کوک: چیزی کم نداری؟
جونگ کوک: نه، ممنون.
راوی:پدرش لبخندی زد.
پدر جونگ کوک: مثل همیشه کم‌حرفی
جونگ کوک : ....

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۲)

𓆩𐙚..چندپارتی درخواستی..𐙚𓆪ـــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشتفصل دوم | پارت ۱ | «یک صبح متفاو...

𝖕𝖆𝖗𝖙12لیسا تا صبح بیدار ماند.در اتاقش نشسته بود. پتو دورش پی...

«قهوه تلخ، لبخند شیرین»پارت ۳یه روز با یه دوست پسر هم‌کلاسی ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟑صبح روز بعد نور آفتاب از ...

{مافیایی برای من}پارت:۸ویو صبح:تهیونگ ویو:اه چقدر دلم درد می...

فیک تهکوک | جایی که اعتماد مرد

پارت چهارم

🌑 وارث سایه‌ها — پارت ۲۹«قولی برای همیشه»سه ماه گذشته بود.بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط