عزیزم دوستت دارم ولی با ترس و پنهانی

عزیزم دوستت دارم ولی با ترس و پنهانی
که پنهان کردن یک عشق یعنی اوج ویرانی !

دلم رنج عجیبی می برد از دوری ات ، اما
نجابت می کند مانند بانوهای ایرانی ...

تحمل کردن این راز از من زن نمی سازد
که روزی خسته خواهد شد دل از اندوه طولانی

غمت را می خورد هر شب دل نازک تر از شیشه
تو سنگی را نمی خواهی کنار شیشه بنشانی!

مرا باور کنی شاید به راه عشق برگردم
نه از این دست باورهای مردم در مسلمانی !

" عزیزم دوستت دارم "

غم این جمله را دیدی ؟!
تفاوت دارد این سیلاب با شب های بارانی !

سها حیدری
دیدگاه ها (۲)

از هر طرف که می‌روم شب است. با تو یا بی تو، همه چیز از دست ر...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

واقعاً نمی‌دونم از کِی این‌همه خستگی نشست روی دلم…از کِی دیگ...

و امیدقشنگترین باور انسان است...

عاشقانه های شبنم

✈️ چند روز بیشترپارت ۲۱شب، وقتی به فرودگاه رسیدن، خانواده‌ی ...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط