گذشتِ لحظه را آسان نگیری

گذشتِ لحظه را آسان نگیری
چو پایان یافت پایان می‌پذیری

مشو در پیچ و تابِ رنج و غم گُم
به هر حالت تبسم کن، تبسم...
دیدگاه ها (۵)

از تو دل برنکنم تا دل و جانم باشدمی‌برم جور تو تا وسع و توان...

سلطان منی سلطان منیو اندر دل و جان، ایمان منیدر من بدمی من ز...

آن که نقشی دیگرش جایی مصور می‌شودنقش او در چشم ما هر روز خوش...

گفتم بیا ای ماه من ای روز و شب همراه منتنها و غمگینم مکن رسو...

یوسف گم‌گشته بازآید به کنعان غم مخورکلبهٔ احزان شود روزی گلس...

یه روز به خودت میای و می‌بینی عمرت گذشته،فکر کردی، دویدی، جن...

-چرا می‌نویسم ؟شاید برای آنکه واژه‌ها تنها پناهگاهم شده‌اند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط