نه دراین بی کسیم بوی کسی می آید،نه دراین بی نفسیم هم نفسی

نه دراین بی کسیم بوی کسی می آید،نه دراین بی نفسیم هم نفسی می آید،نه دراین خانه ویرانه کسی پای نهد،نه به فریاددل خسته کسی می آید،دردم این است که فریادرسی نیست مرا،هردم ازراه کسی باقفسی می آید.
دیدگاه ها (۱)

ای آنکه مرا برده‌ای از یاد، کجایی؟بیگانه شدی، دست مریزاد، کج...

السلام علیک یا حجت الله فی ارضه ع

نمی خواهم شکایت کنم. شکایت جنسش فرق دارد با غر زدن...آدم شاک...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۳

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش چهارم_یک ثانیه می‌خندد صدای پایی می‌آید من...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

موسیقی

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط