با یکی اشنا شدم گفت بچه کجایی؟

با یکی اشنا شدم گفت بچه کجایی؟
گفتم:(اهواز)
دیدم یهو تیغشو دراورد رگشو زد
گفتم چرا اینکاروکردی؟
تواخرین لحظات مرگش گفت:من همیشه ارزوم بود فدای بچه های اهوازی بشم.
کپی ازاد.
دیدگاه ها (۳۳)

پسرا دس بکار شن تا تموم نشده.خخخخخ

مورد داشتیم یه ترکه ...

جیگرشو.

رمان~Goddess ~پارت۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط