حالا که خداوند چنین داد و چنانت

حالا که خداوند چنین داد و چنانت

خیرات بکن بوسه ای از کنج دهانت

اصلا دل‌مان هیچ، فقیران غریبیم

محتاجِ زکاتیم ز خرمای لبانت

آزرده‌ی راهیم، تو شیخِ خرقانی

ایمان که نداریم، چه شد وعدۀ نانت؟

با عشقِ مَجازی، دل ما، کهنه رفیق است

جز جسم تو، کو پنجره‌ای باز به جانت؟



حمید ضیایی
دیدگاه ها (۵)

حالا که خداوند چنین داد و چنانتخیرات بکن بوسه ای از کنج دهان...

حالا که که خداوند چنین داد و چنانت خیرات بکن بوسه ای از کنج...

حالا که خداوند چنین داد و چنانَتخیرات بده بوسه ای از کُنجِ د...

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِاَلسَّلامُ عَلَیکمْ یا ...

«کُدکسِ اعظمِ دکترین حَدِ بهرام محمدی؛ منظومهٔ جامعِ مهندسی ...

Cassiek vaibㅤㅤㅤㅤㅤ 𓏺 ⚰️ ㅤㅤ ׅ ᮫ ᷼ 𓏺 — 𓏺 ᷼ ᮫ ׅㅤㅤ 𓏺 🕯️...

·.¸¸.·♩♪♫ > ▷ ●━━━━━━───. e> ㅤㅤ◁ㅤ❚❚ㅤ▷ ♡>> — 𝓢𝓮𝓻𝓲𝓷 🕊️ (세린)...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌    ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌    ‌‌   ㅤ...

«دکترینِ حَد و مهندسیِ اراده: خردجمعیِ بهرام محمدی و معماریِ...

«دکترینِ حَد و مهندسیِ اراده: خردجمعیِ بهرام محمدی و معماریِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط