آیـــــنه می‌گـــــه: تو همـــــون اـی که یـه روز

آیـــــنه می‌گـــــه: تو همـــــون اـی که یـه روز
می‌خواســـــتی خورشـــــیدو با دسـتـــــ بگیـرـی،
ولی امـروز شـهر شـبـــــ خونـه‌ ات شـــــده،
دارـی بـی‌صـــــدا تو قلـــــب‌ات می‌میـــــرـی!
می‌شـــــکنم آینـه رو تا دوـباره
نخـــــواد از گذشـــــته‌هـا حرفـــــ بزنـــه!
آینه می‌شـــــکنه هزار تـــــیکه می‌شـه،
اما بـاز تو هـــــر تـــــیکه‌اش عکـس منـــــه!
عکـــــسآ با دهـن‌کجـی بـــــهم مـی‌گـــــن:
چشـــــم امـید و بـــــبر از آسمـــــون!
روزا با هـــــم دیـــــگه فرقـــــی نـدارن،
بوی کهـــــنه‌گی مـــــی‌دن تمـــــومـــــ ـشون!
دیدگاه ها (۸)

dark life = 30

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)پارت بیست‌ویکم: خلع‌سلاحِ...

شروع ✨ریندو سیگاری که گوشه لبش بود رو تو جاسیگاری انداخت کام...

زندگی دوباره ساسونارو

♫♫ می‌بینم صورتمو تو آینه،با لبی خسته می‌پرسم از خودم :این غ...

می‌بینم صورتمو تو آینه،با لبی خسته می‌پرسم از خودم :این غریب...

می‌بینم صورتمو تو آینه،با لبی خسته می‌پرسم از خودم :این غریب...

می‌بینم صورتمو تو آینه،با لبی خسته می‌پرسم از خودم :این غریب...

می‌بینم صورتمو تو آینه،با لبی خسته می‌پرسم از خودم :این غریب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط