دلبرا هر طرفی در طلبت رو کردم

دلبرا هر طرفی در طلبت رو کردم

هر چه گل بود به عشق رخ تو بو کردم

آفتابا به سر عاشق دلخسته بتاب

تا نگویند که بیهوده هیاهو کردم
دیدگاه ها (۴)

دود میخیزد ز خلوتگاه منکس خبر کی یابد از ویرانه ام ؟با درون ...

بودنـــــت همچــون نبـــودنـــــ اســت !وقتی بودنــــت مــرا...

دلت را بتکان.......اشتباهاتت وقتی ا؋ـتاد روی زمیـن.....بگذار...

قلبت را آرام کن..يک وقتهايي بنشين و خلوت کن با تمام سکوت هاي...

من بچه پایین این شهرم…یک عمر با عشق تو خو کردم…از هرکسی هرجا...

رمان دریای عشق پارت ۱۷ ( جهش زمانی به فردا شب) ویو یونا داشت...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 31・⁠]⁠ᕗ    روز سوم رفتن ماما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط