.

.
تو‌ ( نوافِنِ ) منی .

دردی از حسرت دیدار تو دارم که طبیب
عاجز آمد که مرا چاره درمان تو نیست ! .

سعدی‌ .
دیدگاه ها (۹)

.دوست داشتن بعضی آدما مثل اشتباه بستن دکمه های پیراهنه تا به...

دلخوشی های ساده می تواند همین باشد...

.دل ز تن بردی و در جانی هنوزدرد ها دادی و درمانی هنوزامیر_خس...

.محو چشمان تو بودمکه به دام افتادمصید را زنده گرفتیو به کشتن...

قشنگ‌ترین قسم هم اونجاست که سعدی میگه:به وصالتبه وصالت که مر...

فرستادی براش؟😍❤️از تو گفتم غزلی تازه که جانان منی…افقط یک شع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط