قسمت 1و2واخمت مال من خندت واسه دیگران= نویسندشم خودمم وب

قسمت 1و2واخمت مال من خندت واسه دیگران= نویسندشم خودمم وب هم دارمجی بی؛مارک بسه به اندازه کافی از این دخترا اوپا اوپا شنیدم تو اذیت نکن
مارک و جی ار:چه خودشو می گیره
بچه ها بریم فن میتینگ شروع شد
داشتیم از طرفدارا تشکر می کردیم
یه دفعه یه مرد خوش لباس داد زد آقا آقا رومونو برگردوندیم طرفش
مرد: جی بی کدومتونه ؟؟؟
-من چطور مگه آجوشی
مرد:التماست می کنم با دختدم ازدواج کن
(چشام بیش از حد باز شد)
-چیییی
مرد:دختر من مریضه نا شناخته داره تنها آرزوش داشتنه شماهه
طرفدارا زمزمه های آرومی می کردن:هه قبول نمی کنه همه ایدلا سنگدلن
-)به این فکر کردم که اگه فبول نکنم از شهرتم کم میشه و اگه قبول کنم مشهور تر میشم و دیر یا زود اون دختر می می میرهه هه)
-قبول می کنم
مارک در گوش جی بی :پسر دیوونه شدییی
-میدونی شهرت یعنی چی نمی خوام شهرتم از دست بره
مارک:گروهمون چی
-مثل یکی از اعضای سوپر جونیور فعالیتمو ادامه میدم
)باید تظاهر می کردم) -می خواین کی باهاش ازدواج کنم
مرد با بغض:آقا شما خیلی خوبید اگه دخترم خوب شد ازش جدا بشیدو نصف اموالمو بهتون میدم اگه نهه بازم نصف اموالم مال شماستت اگه میشه فردا نانا زیاد وقت ندارهه
-باشع تویههه تالاره(....) ازدواج می کنیم
فن میتینگ تموم شد رفتیم سالن تمرین
اه شانسسس ندارم من من نمی خواستم ازدواج کنم
جونیور :قبول نمی کردی
-میفهمی چی میگییی من شهرتمو دوستت دارممم
-زیادم بد نیست باهاش نمی مونم می میره و من می نونمو کلی ثروتتت هه بی چارهه علیل ;-)

قسمت دوم
نانا
اون بتی که من برای خودم ساختم شد این پشت این قیافه متشخص یه آدم کریه من عاشق این آدمم نمی دونم تا میام ازش متنفر شم نمیشه فاصله عشقو نفرت یک قدمع من نمی خوام از منشع احساسم متنفر شم دقیقا بر عکس اون
با صداش به خودم اومدم
پاشو باید بریم خونه
-باشه
جلوی طرفدارام مجبورم بغلت کنم
ببین به خاطره تو اون بابای احمقت به کجا رسیدم کلی دختر سالم دورم بود چرا باید یه مریضش گیر من بیوفته
گریم گرفته بود
جی بی؛من باید گریه کنم تو قه قه بزن ارزوی هزارتا دخترو ازشون گرفتی
نانا :متاسفم
جی بی:تاسفت به دردم نمی خوره بمیرر فقط با مردنته که خوشحال میشم
-باشه سعیمو می کنم
بغلم کرد رخ تو رخ شدیم
جی بی
تا حالا تو صورتش دقت نکردم واقعا خوشگله هه تهش که هرچی خوشگل باشه میره زیر خاک هه بغلش کردم خیلی ظریفو ضعیفه سفت بغلش کردم به بهانه طرفدارا اونم سرشو به شونم تکیه داد
راه افتادم سمت ماشین خوابوندمش صندلی عقب ماشین روش خم شده بودم فاصلمون پنج سانت میشد
اشکش روی گونش ریخت و سرشو بر گردوندو و منم بلند شدم رفتم صندلی جلو دلم براش می سوزه ولی از این بهتر نمی تونم باهاش خوب باشم باید تاوان بده
رسیدیم سمت خونه خواب بود بغلش کردم بردمش تو اتاقش روی تختش ولش کردم صدای اخش بلند شد
نانا
سرم خورد به تخت باهامم درد گرفت اروم گریه کردم
جی بی:من شوهرت نیستم که کاراتو بکنم ما فقط هم خونه ایم کاری هم به کارای من نداری توام هیچیت به من مربوط نیست اهان جز الان که گشنمه هر کسی کارای خودشو میکنه
-میشهه خدمتکار داشته باشم من نمی تونم تنهایی کاری کنم
جی بی:به من ربطی ندارهه نمی خوام کسی از اتفاقات بین دوتامون بفهمه اینم مشکل
1
دیدگاه ها (۲)

آخرین بحث پارت ۱۳

𝗣𝗮𝗿𝘁𝟰-من میخوام همسره آیندم لیا باشه +چی ¥هوی جونگ کوک میفهم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط