آمدی قصه ببافی که موجه بروی؟

آمدی قصه ببافی که موجه بروی؟
در نزن ، رفته ام از خویش
کسی منزل نیست...!!!
دیدگاه ها (۱)

عشق یعنیمُماس با قَلبتولی دور به شکل محالگاهی انقدر دور که ز...

عمر ما را مهلت امروز و فردایِ تو نیست !من که یک امروز مهمان ...

خوبترین حادثه می دانمتخوبترین حادثه می دانی ام ؟حرف بزن ابر ...

.باور کن که عشق در قاموس من نبوداگر شدم اتفاق ناگهانِ توگناه...

'تو فقط آمده بودی که دل از من ببری؟ بروی، دورشوی، قصه و رویا...

همچون انار خون دل از خویش میخوریم غم پروریم حوصله ی

هر کجا بروی آسمان همین رنگ است اما این رنگ آسمان نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط