مادرم گفت حسین تکه کلامت باشد هر وقت شدی مست رخش شیرم

مادرم گفت: حسین تکه کلامت باشد هر وقت شدی مست رُخش ، شیرم حلالت باشد مثل یک مُرده که یک مرتبه جان میگیرد.... دلم از بُردن نامت هیجان میگیرد... قلبم از کار که افتاد به من شوک ندهید.... اسم ارباب بیاید، ضربان میگیرد.... حــــــــــــــــــــســــــــــیــــــــــن
#یاحسین#لبیک#شهادت#محرم
دیدگاه ها (۱)

شعر قاسم صرافان برای حضرت علی اکبر(ع)پایین پای پادشاه شهزاده...

✘آهاــے✘✓دُختـَرے↯ کِه نَــذر کَردے این یِه ماهو واسه امام ح...

امشب تولدمه ولی الان که از مدرسه اومدم بااین صحنه مواجه شدم ...

توبه شکل گل یاسیهنرت خداشناسیباید از تو بنویسند مثنوی های حم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط