در خلوت خــــــاموش من ، یاد تو نجوا می کند

در خلوت خــــــاموش من ، یاد تو نجوا می کند
در ظلمت سرد شبم ، صد شعله بر پا می کند
در لحظه های بی کسی ، در کوچه های اضطراب

یاد تــــو ، این همـــزاد مــن ، با من مدارا می کند
با این همه بیگانگی در غربتی این گونه تلخ

یاد تو ، این پیمانه را ، بر من گوارا می کند
در این فضای غمزده ، در این غروب پر ملال
این آشنای مهربان ، بغض مـــرا وا می کند
من بی تو با یاد توا م ، هر جا که هستم با منی
هر شعر من نام تورا ، در خویش نجـــوا می کند
دیدگاه ها (۲)

من مدتی ست ابر بهارم برای توباید ولم کنند ببارم برای تو...!ا...

ﺍﻥ ﻭﻗﺖ ﻫﺎ ﺩﻟﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﺳﺮﻡ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﺷﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻣﯿﮕﺬﺍﺷﺘﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ...

دیده بارانی و دل کرده هوایت چه کنم؟تو نبودی و ز غم پر شده...

#عاشقانه_های_من#شعر #دکلمه_شعر #دکلمه_خاص #دلنوشت #تکست #است...

‌‌‌ نسخه محدود وینیل آلبوم ARIRANG به همراه ورژن کره ای آهن...

در عمق جان آدمیان، حقیقتی نهفته است که اغلب از دیدگان پنهان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط