در کوره راه زندگی ، آغاز را گُم کرده ام

در کوره راه زندگی ، آغاز را گُم کرده ام
درهای و هوی این زمان، آواز را گُم کرده ام

مرداب سان شد زندگی، پوسیدگی، پوسیدگی
ازبس که ماندم در قفس، پرواز را گُم کرده ام

دراین جهان یک همنفس، پیدا نشد جز خارو خس
درسینه دارم رازها، همراز را گُم کرده ام

ناساز شد هرساز من، بیگانه شد دمساز من
سوزم کجا، سازم کجا، دمساز را گُم کرده ام

سنگ صبوری داشتم، با او سرودی داشتم
آن نغمه ساز زندگی پرداز را گُم کرده ام

در دل هزاران گفتنی، دارم زبیداد زمان
از بی زبانی قدرت ابراز را گُم کرده ام

نازم بکش، نازم بکش، کز زندگانی خسته ام
درعمر بی فرجام خود، اعجاز را گُم کرده ام
دیدگاه ها (۷)

در کوره راه زندگی ، آغاز را گُم کرده امدرهای و هوی این زمان،...

در کوره راه زندگی ، آغاز را گُم کرده امدرهای و هوی این زمان،...

و گاهی سڪوت می‌ڪنمنه از سرِ نبودِ حرفڪه از سرِ سنگینیِ واژه‌...

همچین پیجی هیجا پیدا نمیکنی فالو کن تا گمم نکردی

باید کاشته شود در قلب

بفرس برای سلطان احساست 🫂♥🙈تقدیم نگاه قشنگتون مهربونا 👌👏👏👏🌺🌷 ...

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط