تو ماه را

تو ماه را
بیشتر از همه دوست می داشتی
و حالا
ماه هر شب
تو را به یاد من می آورد
می خواهم فراموشت کنم
اما این ماه
با هیچ دستمالی
از پنجره ها پاک نمی شود...
دیدگاه ها (۱)

هر نگاهی میتواند خلوتم را بشکندکوزه ی تنهایی روحم سفالی تر ش...

‌و تُو هربار رسیدی پَسِ گوشت گفتم:عشقِ مو بافتھ ی من چھ عجب ...

آسمانت همه‌جا ، سقف یکی زندان استروشنای سحرِ این شبِ تارانت ...

شب‌ها که دلتنگی‌ام به اوج می‌رسد، سرم را رو به آسمان می‌گیرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط