همه جا را غبار میگیرد

همه جا را غبار میگیرد
و مرا سرفه های پی در پی
خاطراتی که مانده در دل من
زیر گرد و غبار مانده ز کی ؟
مانده از روزگار دوری و درد
در دلم جنس خوابِ بیداریست
دردهایم ، تمام سهم من است
چشمهایم ز خواب خوش عاریست
یک نفر نیست جرعه ای آبی
بدهد ، حس و حال من خفگیست
درد هایم همه «نبودن» اوست
و نبودش هجوم «دل زدگیست»
دیدگاه ها (۵)

با عشق می آیم ، با عشق بی تردید با خنده ای آرام ، با قلب پر ...

دل بریدن برای من سخت است دل بریدن ز روی دلداری که دو چشمش ش...

مثل تو نیست در اینجا یاری هر چه از عشق بخواهم داریدر دلت عشق...

عهد بستم که اگر از تو نویدی برسدمژدگانی بدهم بر هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط