𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
𝐋𝐚𝐰 𝐨𝐟 𝐂𝐨𝐥𝐨𝐫𝐬
p15
شوکی که به بدن تهیونگ وارد شد از خواب بلندش کرد. اون امگای پر رویی بود، اگر الان به خاطر مارکش انقدر آسیب پذیر و حساس نبود نمیذاشت سر به تن آقای چوی بمونه. بدون هیچ حرفی شروع کرد به لرزیدن و نگاهش بین آقای چوی و جونگکوک میچرخید. خودش رو عقب کشید
اما در لحظه پاهای جونگکوک که جلوش ایستاده بود تموم چیزی که جلوی چشمش بود رو پوشوند. جونگکوک نشست و تهیونگ رو روی پاهای خودش کشید.
لب باز کرد تا چیزی بگه که اما آقای چوی اول صحبت کرد.
- جئون چی کار میکنی؟
بعد دستش رو روی چشماش گرفت. طوری که انگار چیز عجیبی دیده بود.
چیز عجیبی دیدید، آقای چوی؟ امگامه.
- خجالت بکش جئون.
چروکی به پیشونی جونگکوک افتاد.
- من برخلاف شما با جفتم خوب رفتار میکنم. تهیونگ تازه مارک شده، حالش خوب نیست. توقع ندارید مجبورش کنم ورزش کنه؟
جوون های این دوره زمونه حیا حالیشون نمیشه؟ جلوی بچه ها از مارک کردن حرف میزنی؟
- فکر نمیکنم اولین بارشون باشه که کلمه ی مارک رو شنیده باشن. مگه اینکه بچه مهد کودکی باشن.
آقای چوی دوباره پاهاش رو به تهیونگ کوبید. تهیونگ نفس نفس زد.
عادت نداشت اینطوری باهاش رفتار بشه.
حالا هرچی. چون جفتته حق نداری براش تبعیض قائل بشی. اگر ورزش نکنه میرم به آقای مدیر راجب اینکه یه دانش آموز رو مارک کردی میگم.
جونگکوک تهیونگ رو بیشتر تو بغل خودش کشید.
- مراقب رفتارتون باشید، آقای چوی. هر دانش آموز دیگه ای توی همچین وضعیتی قرار میگرفت اجازه میدادم استراحت کنه. در ضمن، آقای مدیر خودش راجب مارک شدن تهیونگ می دونه. مشکلی با این موضوع نداره.
ولی من با این موضوع مشکل دارم.
- شما در چه جایگاهی هستید که بخواید مشکلی داشته باشید؟
مدیر مدرسه؟ معلم ورزش؟ پدر تهیونگ؟
شیباالل
این رو گفت و لگدی به سطل خالی گوشه دیوار زد و رفت.
با صدای افتادن سطل تهیونگ سرشو تو گردن جونگکوکفرو کرد. صداهای بلند برای تهیونگ آزاردهنده بودن. سرش رو درد میاوردن.
وقتی آقای چوی رفت همه سمت جونگکوک و تهیونگ رفتن. شاید خیلیا از تهیونگ بدشون بیاد چون جفت جونگکوک بود، اما قطعا بیشتر از آقای چوی متنفر بودن.
🗣️آقای جئون خیلی خفن بودید
🗣️ درست میگه آقای جئون خیلی خوب حال آقای چوی رو گرفتید.
-تهیونگ، حالت خوبه؟
جیمین که نگران تهیونگ بود پرسید.
تهیونگ که هنوز سرش رو تو گردن جونگکوکفرو کرده بود سرش رو به بالا و پایین به نشونه ی آره تکون داد.
p15
شوکی که به بدن تهیونگ وارد شد از خواب بلندش کرد. اون امگای پر رویی بود، اگر الان به خاطر مارکش انقدر آسیب پذیر و حساس نبود نمیذاشت سر به تن آقای چوی بمونه. بدون هیچ حرفی شروع کرد به لرزیدن و نگاهش بین آقای چوی و جونگکوک میچرخید. خودش رو عقب کشید
اما در لحظه پاهای جونگکوک که جلوش ایستاده بود تموم چیزی که جلوی چشمش بود رو پوشوند. جونگکوک نشست و تهیونگ رو روی پاهای خودش کشید.
لب باز کرد تا چیزی بگه که اما آقای چوی اول صحبت کرد.
- جئون چی کار میکنی؟
بعد دستش رو روی چشماش گرفت. طوری که انگار چیز عجیبی دیده بود.
چیز عجیبی دیدید، آقای چوی؟ امگامه.
- خجالت بکش جئون.
چروکی به پیشونی جونگکوک افتاد.
- من برخلاف شما با جفتم خوب رفتار میکنم. تهیونگ تازه مارک شده، حالش خوب نیست. توقع ندارید مجبورش کنم ورزش کنه؟
جوون های این دوره زمونه حیا حالیشون نمیشه؟ جلوی بچه ها از مارک کردن حرف میزنی؟
- فکر نمیکنم اولین بارشون باشه که کلمه ی مارک رو شنیده باشن. مگه اینکه بچه مهد کودکی باشن.
آقای چوی دوباره پاهاش رو به تهیونگ کوبید. تهیونگ نفس نفس زد.
عادت نداشت اینطوری باهاش رفتار بشه.
حالا هرچی. چون جفتته حق نداری براش تبعیض قائل بشی. اگر ورزش نکنه میرم به آقای مدیر راجب اینکه یه دانش آموز رو مارک کردی میگم.
جونگکوک تهیونگ رو بیشتر تو بغل خودش کشید.
- مراقب رفتارتون باشید، آقای چوی. هر دانش آموز دیگه ای توی همچین وضعیتی قرار میگرفت اجازه میدادم استراحت کنه. در ضمن، آقای مدیر خودش راجب مارک شدن تهیونگ می دونه. مشکلی با این موضوع نداره.
ولی من با این موضوع مشکل دارم.
- شما در چه جایگاهی هستید که بخواید مشکلی داشته باشید؟
مدیر مدرسه؟ معلم ورزش؟ پدر تهیونگ؟
شیباالل
این رو گفت و لگدی به سطل خالی گوشه دیوار زد و رفت.
با صدای افتادن سطل تهیونگ سرشو تو گردن جونگکوکفرو کرد. صداهای بلند برای تهیونگ آزاردهنده بودن. سرش رو درد میاوردن.
وقتی آقای چوی رفت همه سمت جونگکوک و تهیونگ رفتن. شاید خیلیا از تهیونگ بدشون بیاد چون جفت جونگکوک بود، اما قطعا بیشتر از آقای چوی متنفر بودن.
🗣️آقای جئون خیلی خفن بودید
🗣️ درست میگه آقای جئون خیلی خوب حال آقای چوی رو گرفتید.
-تهیونگ، حالت خوبه؟
جیمین که نگران تهیونگ بود پرسید.
تهیونگ که هنوز سرش رو تو گردن جونگکوکفرو کرده بود سرش رو به بالا و پایین به نشونه ی آره تکون داد.
- ۵.۹k
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط