حکمه خلیها بقلبک

حکمه خلیها بقلبک
الجروح تروح وترجع
وکل عین لابد تدمع
والزمن قسمه ونصیب
مثل مایعطیک یوجع
والحیاه اخذ وعطه
مثل ماتاخذین تدفع
والکلام کلمه وجواب
مثل ماتتکلم اسمع
امس ولا وصار ماضی
وکل ماضی صعب یرجع
کلمه وخلیها وسط بالک
مو ای ذهب تلگاه یلمع.
دیدگاه ها (۳)

الیقصر بلعشک جتاله دمعه یصیرو انا هوای شفت من العشک لوعه مرة...

پدر است که درکتاب جایی نداردو هیچ چیز زیر پایش نیست.بی منت ا...

أحبکأحبک وانته متحبنیحب ماینوصف شکلهلاهو حب ولد لمهولا حب ال...

کلی شاعرکتله ای شاعر اکیدکلی سمعنی شنو شعندک جدیدکتله فارکت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط