خیلی آقا بود تا می شنید رزمنده ای شهید شده میرفت پیشونیشو

خیلی آقا بود تا می شنید رزمنده ای شهید شده میرفت پیشونیشو
می بوسید تا اینکه خبر دادن شهید شده به اتفاق چند تا از بچه ها رفتیم
به تلافی اون بوسه هاکه برپیشونی شهدا زده پیشونیش رو بوسه
باران کنیم رسیدیم بالای سرش پارچه رو کنارزدیم اما دیدیم سر نداره
دیدگاه ها (۲)

هیچ چیز به اندازه شهوت انسان را پست و خوار نمی کند. امام علی...

هیچ گاه به آینده فکرنکن چون آینده از آن چه فکرکنی خیلی زود ا...

روزی شخصی در کوچه ای می گذشت ناگهان غلامی را دیداز اینکه چشم...

ﻗﺪﺭ ﭘﻨﭻ ﭼﯿﺰرا همیشه بدونید:۱ - ﺟﻮﺍﻧﯿﺖ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﯼ۲- ﺳﻼﻣﺘﺖ ﻗﺒ...

spanish girl:28

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط