اگرچه دست و دلی سخت بر زبان دارم

اگرچه دست و دلی سخت بر زبان دارم
تورا نمی دهم از دست، تا توان دارم
سری به مستی نیلوفران صحرایی
«دلی به روشنی باغ ارغوان دارم»
اگرچه مرده ای، ای عشق! نعش نامت را
هنوز هم که هنوز است بر زبان دارم
چراغ عکس تو را در کجا بیاویزم
کز این کبود نفس گیر در امان دارم؟
میان سینه من آتشی است چون فانوس
اگرچه خواستم این شعله را نهان دارم

/ سعید
دیدگاه ها (۱)

کجا جدا شوم از تو که بعد از آن تو نباشیکسی که داده مرا از خو...

تقدیم به شما دوستان با معرفت ویسگونی ام/ سعید

آدم کار خوبی کرد . اگر او در بهشت می زیست و شورش نمی کرد و م...

زندگی هریک از ما معما نیست، یک راز است. می توان پاسخی برای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط