ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﺸﻢ ﺑﻪ ﻧﻮﮐﺮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﺨﻤﻪ ﺑﺸ

ﯾﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺁﺭﺯﻭ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ ﺑﺸﻢ ﺑﻪ ﻧﻮﮐﺮﺍﻡ ﺑﮕﻢ ﺑﺮﺍﻡ ﺗﺨﻤﻪ ﺑﺸﮑﻮﻧﻦ ﻣﻦ ﺑﺨﻮﺭﻡ

.
.
ﺗﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺰﻣﺰ ﺑﺎ ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺍﻭﻣﺪ گند زد به آﺭﺯﻭﻫﺎم
دیدگاه ها (۴)

متفاوت ترین حیوون تو جهان آفتاب پرسته،نه تنها موجوده بیریختی...

بعد از یه مدت اومدم پروفایلمو چک کنم که با کیا چت کرده بودم ...

دیروز به دوس دخترم اس دادم که :....عزیزم من رسیدم جلو خونتون...

ملت پستای عاشقانه میزارن باهاش مخ میزنن .......منم جوک میزار...

خاطره من !!ﺳﺎﻝ۸۷ بودﺩ ﮐﻪ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﺷﺪﻡ ﺑﻨﺪﺭ ﻋﺴﻠﻮﯾﻪ ﯾﺎ ﻫﻤﻮﻥ ﭘﺎﺭﺱ...

ﻫﻠﻦ ﺑﺎﺯ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺍﺯ ﭘﺸﺖ ﻓﺼﻼ ، ﻧﻮﺑﺮ آﻭﺭﺩﻡﺑﺮﺍﺕ ﺍﺯ ﺧﺸﮏ ﺷﻬﺮﺳﺘﻮﻧﻤﻮﻥ ...

#سخن_خدا ﻭَﻟَﺎ ﺗَﺤْﺴَﺒَﻦَّ ﺍﻟَّﺬِﻳﻦَ ﻗُﺘِﻠُﻮﺍْ ﻓِﻲ ﺳَﺒِﻴﻞِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط