#the_best_school_night

#the_best_school_night
#بهترین_شب_مدرسه
P. 3
بعد اینکه ایرپادمو برداشتم و فرد رو به رومو دیدم شکه شدم و کمی اخم کردم
ویو کوک
تقریبا دو زنگ اخر و بالای پشت بوم مدرسه بودم و دختره رو زیر نظر داشتم تا اینکه بلاخره مدرسه تموم شد و افتادم دنبالش..
با دیدن ترسیدن دختر پوزخندی زدم و اب نبات و از دهنم بیرون اوردم
+اوه... تو کدومشونی باز؟
_کدومشون؟(کلافه موهاشو بهم میریزه و دوباره به دختر خیره میشه)
بیخیال فقط یادت نره فردا بیای پیشم(بعد بیخیال نسبت به دختر راه افتاد تا اینکه استینش کشیده شد و. از حرکت درومد
+تو... جئونی درسته؟(با کنجکاوی بهش خیره شد و نزاشت بره)
_(اول نگاهی به دست دختر کرد و بعد نگاهی عصبی به چهره اش کرد)
فک میکردم اون ضربات بتونه خفت کنه اما الان؟(دست دختر و کنار زد و بعد دستانش را در جیبش کرد و بهش خنثی خیره شد سرش رو تکون داد به معنای تایید و بعد دوباره به راهش ادامه داد و رفت)
+(خنده عصبی کرد و به رفتنش نگاهی کرد و بعد خودش به راهش ادامه داد تا اینکه کسی به شونه اش ضربه زد)
=هی ات چی بهت گف؟
+تهیونگ؟ جفتتون دنبالم میکردین؟
=(اهی کلافه کشید اما خب فعلا نمیتونست تایید کنه چیزیو)
نه الان اتفاقی دیدمت...
+خیلی خب باشه(باور نمیکرد پس بیخیال نسبت بهش راه افتاد سمت خونه و متوجه شد تهیونگم دنبالشه.. یه مدت چیزی نگفت تا اینکه تقریبا نزدیک خونه شده بود پس عصبی برگشت بهش نگاه کرد) هی کیم.. قراره تا کجا دنبالم بیای؟ ازم چی میخوای؟ فک میکنم ازت تشکر کرده باشم که نجاتم دادی.. الان چیز بیشتری میخوای؟
(عجیب بود که میتونست با اون پسر یکم بیشتر حرف بزنه و ترسی نداشت که عصبانیش بکنه اما بلاخره حرفشو به زبون اورد)
=(کمی از حرفای دختر جا خورد و ناراحت شد که اینجوری عصبانیش کرده و خب عجیب بود که همچین چیزی براش مهم بود) اوه نه ببخشید نمیخواستم عصبانیت کنم فقط... میخواستم مراقب باشم هیچکس دیگه ای از طرف اون نیاد... حالا ام برمیگردم دیگه نیازی نیست عصبانی باشی(بعد پشتش رو به. دختر کرد و رفت)
+(ات هنوز براش عجیب بود که چرا اون پسر برخلاف اونا رفتار میکنه.. شنیده بود تهیونگ و کوک بهترین دوستای همن ولی الان؟ نه نمیتونست بهش اعتماد کنه.. بیخیال نسبت به اون اتفاقا راه افتاد سمت خونه و وقتی رسید شروع کرد به ضدعفونی کردن زخماش و کرم زدن روی کبودیاش... خونه تنها بود یعنی خودش اینو میخواست و تموم سعیشو کرده بود از خانوادش دور باشه تا حداقل اونا اذیتش نکنن.. هنوز جایی استخدام نشده بود خیلیا بخاطر سنش بهش گیر دادن و خیلیام بهش پیشنهادای خوبی نمیدادن پس این مدت بیخیال کار کردن شده بود اما خب پولاشم داشت ته میکشید و باید دلشو به دریا میزد و یه کاری پیدا میکرد...
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت سه بهترین شب مدرسه تقریبا شب شده بود رفته بود بیر...

شرایط پارت بعد بهترین شب مدرسه: 10لایکفقط یه سوءتفاهم بودم ب...

شرایط پارت بعد بهترین شب مدرسه: 10 لایک حداقل بوج بهتون ✨🎀(ب...

#بهترین_شب_مدرسه#The_best_school_nightادامه پارت دو"فردا تو ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁰...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~هر دو کمی ساکت بودن که این سکوت توس...

ولی نینا نباید ایان رو رد میکرد..💔 *آخه نینا و ایان باهم راب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط