𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧
Season¹
PART⁴

(چه‌رین+)(تهیونگ–)(یه‌رین₹)
«ادامه ویو چه‌رین»
چرا انقدر استرس الکی گرفتم؟معلومه که لو نرفتم! امروز میرم اونجا و ظاهر مظلومم رو حفظ میکنم انگار نه انگار اتفاقی افتاده و هرچی هم گفت انکار میکنم! آره همینه!
باید امروز کاملا بی نظیر باشم و همچنین مظلوم پس...اول از همه باید یه دوش بگیرم!حوله ام رو برداشتم و وارد حموم اتاقم شدم...حدود 40 مین دوش گرفتم که فکر کنم دیگه دوش به محسوب نیاد و بشه یه حموم کردن حسابی!خودم رو خشک کردم و فعلا بدنم رو با یه حوله پوشوندم...جلوی آینه ایستادم و کمد کنارش رو باز کردم...اول یه کم به موهام رسیدم و بعد پوست صورتم و بدنم...از حموم که خارج شدم به ساعت نگاه کردم...3:54 عصر بود...باید سریع آماده بشم چون تقریبا 30 مین هم طول می‌کشه تا به دفترش برسم! به سمت کمد لباسام رفتم و بازشون کردم...فراموش کرده بودم که لباس رنگی ندارم و فقط سیاه دارم... همیشه از خواهرم قرض میکردم پس اینبار هم میتونم چون یه‌رین خیلی مهربونه اما من مخالف این رفتارشم چون باعث میشه ضعیف باشه! به سمت اتاقش رفتم و در زدم
₹بیا داخل...
با این حرفش در رو باز کردم و رفتم داخل
+یه‌رین؟میشه یکی از لباسات رو قرض بگیرم؟
₹لباس من رو؟برای چی؟تو که از لباس های رنگی بدت میاد!
+میدونم ولی برای اینکه می‌خوام برم یه جایی باید ظاهر مظلومم رو حفظ کنم و با لباس سیاه نمیشه این کار رو کرد!
₹ظاهر مظلوم؟دوباره چه نقشه ای داری؟چه‌رین چرت به حرفم گوش نمیکنی؟بابا از تو فقط به عنوان مهره استفاده می‌کنه!
دوباره اون نصیحت همیشگی...یه‌رین درک نمی‌کرد...
+یه‌رین من مهره نیستم!الان هم وقت ندارم!
یه‌رین از جاش بلند شد و به سمت کمد لباسش رفت
₹میدونی از اینکه گاهی انقدر شبیه بابایی میترسم...من فقط به عنوان خواهر بزرگترت میگم!فقط نگران خودتم‌...نمی‌خوام آسیب ببینی پس بیشتر به عواقب کار هات فکر کن...
بحث کردن باهاش فایده نداشت پس فقط سکوت کردم... یه لباس به سمتم گرفت
₹اینو بپوش
لباس رو ازش گرفتم...یه پیراهن سفید با آستین های پفی بود که یه سارفون سورمه ای رنگ داشت و بهم یه جفت کفش mary jane و یه کیف سورمه و یه سری اکسسوری داد...
+ممنون
لباس ها رو برداشتم و به اتاق خودم رفتم تا بپوشمشون‌...خوشبختانه سایز من و یه‌رین دقیقا مثل هم بود و باعث میشد بتونم راحت لباس هاش رو بپوشم...لباس دقیقا توی تنم نشسته بود،موهام رو باز گذاشتم و یه طرفش رو ریختم روی شونه ام و کفش رو که پاپیون داشت هم پا کردم و یه میکاپ لایت انجام دادم،اکسسوری ها رو هم انداختم و به خودم توی آینه نگاه کردم...ظاهرم کاملا مظلوم به نظر میرسید...نگاهی به ساعت کردم...فقط 20 مین مونده بود...سریع به طبقه پایین رفتم و سوار ماشین شدم و از راننده خواستم با سریعترین سرعت ممکن من رو برسونه...و وقتی 5 مین مونده بود به پنج رسیدم اونجا...سریع با آسانسور به طبقه بالا رفتم اما انقدر دفترش بالا بود که همون 5 مین به خاطر اون تلف شد و بلاخره رسیدم...منشیش تا من رو دید تلفن رو برداشت و گفت که من اومدم انگار واقعا منتظرم بوده...خیلی معمولی انگار که هیچ اتفاقی نیافتاده راه افتادم داخل دفترش و در زدم و جواب داد و من رفتم داخل...
–اومدی!بشین
به صندلی اشاره کرد و من سعی کردم لبخندی بزنم و رفتم سمت صندلی جلوی میزش و روش نشستم
+برای چی میخواستید من رو ببینید؟
اون مرد همون چیزی بود که بقیه ازش تعریف میکردن...حتی یه ذره هم گوشه لبش بالا نمی‌رفت و لبخند نمیزد...
–میدونی که پنج روز دیگه ماه خونینه!
این رو میدونستم ولی ربطش به من چی بود؟
+بله
–حوصله مقدمه چینی ندارم پس میرم سر اصل مطلب!پدرم میخواد رهبری رو به من واگذار کنه و اگر لونا نداشته باشم این کار رو نمیکنه!از اونجایی که خانواده هامون باهم در ارتباطن تو گزینه خوبی هستی!ازت می‌خوام لونای پک بشی!قوانین خیلی ساده ان،خب نظرت چیه؟
خیالم راحت شده بود که هویتم فاش نشده ولی این حرفاش یه ضربه دیگه بود!من مدت هاست می‌خوام این خاندان رو نابود کنم اما الان چی؟بشم لونای پکشون؟اینکه لونای پک بشم یعنی باید براش وارث بیارم...نباید قبولش کنم ولی با این کار میتونم نزدیک تر بشم و راحت تر برای نابودیش نقشه بکشم...اما اگر همین الان قبول کنم خیلی ضایع میشه که منتظر این فرصت بودم...
(لباس چه‌رین توی استوری ها)

ادامه دارد...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
شرطا:
20 لایک🌚
15 بازنشر🌝
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐬𝐭𝐨𝐫𝐢𝐞𝐬:𝐄𝐧𝐜𝐡𝐚𝐧𝐭𝐞𝐫 𝐨𝐟 𝐭𝐡𝐞 𝐐𝐮𝐢𝐥𝐥
(طلسم‌گر قلم)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــ
#تهیونگ #فیک‌تهیونگ #بی‌تی‌اس #رمان #فیک #سوگند‌زیر‌ماه‌خونین‌ #فیک_وی #فیک_تهیونگ #فیک_بی‌تی‌اس
دیدگاه ها (۱)

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART⁵(چه‌رین+)(تهیونگ–)(پ...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season1PART³(چه‌رین+)(تهیونگ–)(ج...

𝐀 𝐕𝐨𝐰 𝐁𝐞𝐧𝐞𝐚𝐭𝐡 𝐭𝐡𝐞 𝐁𝐥𝐨𝐨𝐝 𝐌𝐨𝐨𝐧Season¹PART²(تهیونگ–)(پدر تهیونگ...

درد جیمین به سختی از تخت آمد پایین رفتم سمت حموم تا یه دوش ب...

اسم فیک: عشق اجباری من پارت: بیست و یک مین جی: با قدم های ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط