خدايا دلم گردابي عظيم است كه واژه ها گم شده اند در پيچ وت
خدايا دلم گردابي عظيم است كه واژه ها گم شده اند در پيچ وتابش
يادت مي كنم و مي دانم در مشغله هايم فراموشت كرده ام .
چه قدر ، نزديكي به من ..
فريادت مي كنم و از ياد ، برده ام ، نجواهايم را كه مي شنوي .
دويده ام به سويت و ندانسته ام كه تو در وجودم جايگاهي بلند مرتبه داري .
چشم ِ دل ، به همه ي آن چه نشانه ام قرار دادي بسته ام .
دستم را بگير در روياهاي بلند و بالايم .
نگذار ، در اوج ِ لذت ِ رسيدن ، بال هايم خيس از ترنم ِ باران ِ حادثه به سقوطي در انتهاي ناكامي برسد ...
يادت مي كنم و مي دانم در مشغله هايم فراموشت كرده ام .
چه قدر ، نزديكي به من ..
فريادت مي كنم و از ياد ، برده ام ، نجواهايم را كه مي شنوي .
دويده ام به سويت و ندانسته ام كه تو در وجودم جايگاهي بلند مرتبه داري .
چشم ِ دل ، به همه ي آن چه نشانه ام قرار دادي بسته ام .
دستم را بگير در روياهاي بلند و بالايم .
نگذار ، در اوج ِ لذت ِ رسيدن ، بال هايم خيس از ترنم ِ باران ِ حادثه به سقوطي در انتهاي ناكامي برسد ...
- ۳۰۹
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط