تکپارتی جونگ کوک
تکپارتی جونگ کوک
وقتی رفتی بار
(جونگ×.....ا.ت+)
ویو ا.ت:
خیلی دلم میخواد بار رفتن رو تجربه کنم ولی خب کوک نمیزاره😑نمیدونم چرا بزار بهش زنگ بزنم
+های بیبی چطوری؟
×سلام عشقم خوبم کاریم داری؟
+آره میگم میای ساعت ۷ بریم بار با بورام خیلی دلم میخواد برم
×باشه عشقم
ویو ادمین:
ا.ت میره حموم لباس زیباش رو اتو میکنه و کت شلوار جونگ کوک که خیلی زیباست(عکس میزارم)رو اتو میکنه
ا.ت:
خوب الان فقط باید جونگ کوکی بیاد
تق تق تق(مثلا صدای دره😂)
×های بیبی
+های لاو
×اماده ای بریم بار؟
+مگه میشه آماده نباشم
ویو ادمین:
ساعت هفت شب شد و جونگ کوک و ا.ت حاضر شدن که برن بار
(داخل بار)
(&علامت بورام)
&اووووو سلام ا.ت چطوری؟
+عالیم تو چی؟
&منم عالیم
ویو ا.ت:
من خیلی مست کردم و با بورام داشتیم میرقصیدیم جونگ کوک خوشش نیومد پس زیاد مست نکرد و نشت یک گوشه و به من و بورام که میرقصیدیم نگاه میکرد
داشتیم میرقصیدیم که یه مرد اومد سمتم
:هی میبینم تنها میرقصی
+برو مزاحم نشو
:(مچ دست ا.ت رو گرفت و برد سمت دیوار و لبش بالای لب ا.ت معلق بود که......)
ویو جونگ کوک:
دیدم اون مرد عو.ضی ا.ت رو برده و میخواد باهاش کیس بره عصبی شدم و رفتم سمتشون و با مشت زدم تو دهن اون مرد ا.ت رو بلند کردم و بردمش تو ماشین
+ببخشید
×.......
+جونگ کوک منو ببخش
×.......
+بیبی من طاقت ندارم
×(یک دفعه جونگ کوک دست ا.ت رو کشید و محکم لبش رو بوسید و زمزمه کرد)
×تو ماله منی نه ماله اون عوضی که میخواست تو رو از من بگیره فهمیدی؟
+اره لاو
ویو راوی:
و بعد بویه ادامه پیدا کرد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پایان امیدوارم دوست داشته باشید
اگه درخواستی دارید بگید
و ببخشید بد شد😭
وقتی رفتی بار
(جونگ×.....ا.ت+)
ویو ا.ت:
خیلی دلم میخواد بار رفتن رو تجربه کنم ولی خب کوک نمیزاره😑نمیدونم چرا بزار بهش زنگ بزنم
+های بیبی چطوری؟
×سلام عشقم خوبم کاریم داری؟
+آره میگم میای ساعت ۷ بریم بار با بورام خیلی دلم میخواد برم
×باشه عشقم
ویو ادمین:
ا.ت میره حموم لباس زیباش رو اتو میکنه و کت شلوار جونگ کوک که خیلی زیباست(عکس میزارم)رو اتو میکنه
ا.ت:
خوب الان فقط باید جونگ کوکی بیاد
تق تق تق(مثلا صدای دره😂)
×های بیبی
+های لاو
×اماده ای بریم بار؟
+مگه میشه آماده نباشم
ویو ادمین:
ساعت هفت شب شد و جونگ کوک و ا.ت حاضر شدن که برن بار
(داخل بار)
(&علامت بورام)
&اووووو سلام ا.ت چطوری؟
+عالیم تو چی؟
&منم عالیم
ویو ا.ت:
من خیلی مست کردم و با بورام داشتیم میرقصیدیم جونگ کوک خوشش نیومد پس زیاد مست نکرد و نشت یک گوشه و به من و بورام که میرقصیدیم نگاه میکرد
داشتیم میرقصیدیم که یه مرد اومد سمتم
:هی میبینم تنها میرقصی
+برو مزاحم نشو
:(مچ دست ا.ت رو گرفت و برد سمت دیوار و لبش بالای لب ا.ت معلق بود که......)
ویو جونگ کوک:
دیدم اون مرد عو.ضی ا.ت رو برده و میخواد باهاش کیس بره عصبی شدم و رفتم سمتشون و با مشت زدم تو دهن اون مرد ا.ت رو بلند کردم و بردمش تو ماشین
+ببخشید
×.......
+جونگ کوک منو ببخش
×.......
+بیبی من طاقت ندارم
×(یک دفعه جونگ کوک دست ا.ت رو کشید و محکم لبش رو بوسید و زمزمه کرد)
×تو ماله منی نه ماله اون عوضی که میخواست تو رو از من بگیره فهمیدی؟
+اره لاو
ویو راوی:
و بعد بویه ادامه پیدا کرد
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
پایان امیدوارم دوست داشته باشید
اگه درخواستی دارید بگید
و ببخشید بد شد😭
- ۲.۹k
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط