آن چاے لب‌سوز لب‌دوز جوانے من بود

آن چاے لب‌سوز لب‌دوز جوانے من بود
ڪـہ در دست‌هاے سردت یخ ڪرد و از دهن اـ؋ـتاد ...
دیدگاه ها (۱)

دلم دوست داشتنے مےخواهدانحصارے ...از آن‌ها ڪہ فقط سهم دل یڪ ...

فقط یکباردست پخت خدا را چشیدمآن هم وقتی بود کهبرای اولین بار...

💢هر زمان...  جوانی‌دعای‌فرج‌مهدی(عج) رازمزمه‌کند...همزمان‌ام...

سلام بر اوڪہ وجودش سرآغازِ عشق استنامش، ترانه‌اے بر لب‌هاے ب...

سوگند به شب‌های بی‌ستارهو به زمزمه‌ی باددر رقصِ برگ‌های خسته...

ادامه فصل دوماو به سمت ا. ت آمد و او را از زمین بلند کرد. دس...

رقیه بنت الحسین

نیمه شب بودچان رو کاناپه دراز کشیده بود چون که ظهر با ا/ت بح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط