قسمت

قسمت۱:
آخیششش....
بلاخره تمومش کردم...
آهنگم بود نوشتنشون تموم شد...
رفتم نشون بقیه بدم...
اونا هم خوششون اومد بعد چند روز هم تونستیم آهنگشو بسازیم خلاصه منم که رقاص اصلی بودم از خودم رقص ساخته بودمو به بچه ها یاد دادم ...
کیا و من یعنی آرمینا رپر بودیم بقیه هم پاپ میخوندن البته کیا لیدرمون بود ولی مادوتا هم بعضی اوقات پاپ هم میخوندیم....
ما یه سه سالی میشد اومده بودیم دیگه وقتش بود مه بریم واسه اس ام آزمون بدیم اولش یه تست ازمون گرفتن بعد اون آهنگیرو که ساخته بودیم که خعلیییی باخال بود رو میخواستیم اجرا کنیم..
رفتیم سر صحنه یا امام زاده بیژن سوهو و بکی داورامون بودن...
آخه داور قحطی بود؟!
پاهام داشت میلرزید رومینا که متوجه ام شده بود دستمو گرفت فشار داد که احساس همدردی کنم سرم داشت گیج میرفت...
آخه الان؟!
ای بابا یه لحظه احساس کردم افتادم و دیگه هیچی نفهمیدم....
دیدگاه ها (۶)

درخواستی...

قسمت دوم:چشمامو وا کردم کیا چشاش شیش تا شده بود.....یه لحظه ...

سلام بچه ها من میخوام یه رمان از تخیلات خودم و تقریبا نگاه خ...

درخواستی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط