گرگی تیرخورده جان میداد،گرگی دگر درکنار او ماندو با هم مر

گرگی تیرخورده جان میداد،گرگی دگر درکنار او ماندو با هم مردنند،چه زیبابود،نه آن روباه که تنها رفت وتنهامرد
دیدگاه ها (۱)

شب شرابی خوردم ومستی مرادربرگرفت، دوریت امدبیادم هستی ام اتش...

2

به نفس های خــستـــــه این “گــــــــــــــــرگ” نگاه نکن!!!...

همیشه بهت میگفتم بهم خیانت نکنی..؟؟ تو میگفتی خیالت تخت نمیک...

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت بیســت و یکــم سـی...

#داستانک_زیباانسان سرمایه داری در شهری زندگی میکرد اما به هی...

درسهایی که باید از این اشعار گرفت و فهمید و درک کرد...

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

بسم الله الرحمن الرحیمقسمت چهارم :اما، به خاطر هدفی واحد سل...

سی و شش درصد چشمان تو جنسش عسل است.شراب وغزل

(وقتی عضو نهمی و ددی نون روت کراش داره...)

بسم الله الرحمن الرحیمبخشی از بیانات امام شهید، خامنه‌ای حکی...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط