پارت

پارت ۱۴
ویو ا/ت روز بعد
دیدم کورو تنهاست و از فرصت استفاده کردم و رفتم پیشش
من: کورو!
کورو: چی میخوای
چرا انقدر خشنه
من: اومدم بهت بگم بخاطر کاری که برات کردم هنوز برام جبران نکردی
کورو: چون به عنوان دوست دخترم آوردمت خونمون میگی؟...خب چی میخوای
من: مامانم گفته از اونجایی که تو دوست پسر منی دعوتت کنم که فردا بیای خونمون پس لطفا فردا شب ساعت ۷ شب بیا خونه ی ما
کورو: نمیخوام....چون...الان دوست دختر دارم.
من: جدی؟...خوبه ولی جواب مامان بابات رو چی میدی؟
کورو: اون خیلی بهتر از توعه...ریکا همیشه بهتر از تو بود.
چی؟....ری...کا؟
من: منم اشتباه کردم که باهات اومدم...وقتی تو ریکا رو داشتی
کورو: باشه فردا باهات میاد خونتون.
من: خوبه
و رفتم...چرا ریکا؟...اون قبلا اون بلا ها رو سرت در آورده چرا آخه؟
______________________
ادامش رو همین امروز میزارم
دیدگاه ها (۱)

ویو نویسندها/ت حدود به دو ساعتی با کنما درد و دل کرد و کاملا...

کارکتر مورد علاقم تو هایکیو#کنما#آبشار_سرنوشت .....#انیمه #آ...

پارت ۱۳ویو ا/ت زمان :زنگ ناهار تو مدرسهوای حالا چیکار کنم دا...

پارت ۱۲ویو ا/تشت شت شت شت نه نه نه نه بدبخت شدم بدبخت شدم بی...

ادامه پارت قبلیویو ا/تچرا اون دختره رو با خودش آوره؟من: ریکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط