ای جان من به یاد لبت تشنه بر شراب

ای جان من به یاد لبت تشنه بر شراب
هر دم بجام لعل لبت تشنه‌تر شراب

در ده قدح که مردم چشمم نشسته است
در آرزوی نرگس مست تو در شراب

ما را ز جام باده لعلت گریز نیست
آری مراد مست نباشد مگر شراب

بر من بخاک پات که مانند آتشست
گر آب میخورم بهوایت وگر شراب

هر دم که در دلم گذرد نیش غمزه‌ات
گردد ز غصه بردل من نیشتر شراب

در گردش آرم جام طرب تا مرا دمی
از گردش زمانه کند بیخبر شراب

هر دم بروی زرد فرو ریزدم سرشک
چشمم نگر که میدهد از جام زر شراب

خواجو ز بسکه جام میش یاد میکنی
در جان می پرست تو کردست اثر شراب

بازا بغربت از می و مستی که نزد عقل
بر خستگان غریب بود در سفر شراب
دیدگاه ها (۲)

اگر آن ماه مهربان گرددغم دل غمگسار جان گرددآنکه چون نامش آور...

اگر آن ماه مهربان گرددغم دل غمگسار جان گرددآنکه چون نامش آور...

ای لب لعلت ز آب زندگانی برده آبما ز چشم می پرستت مست و چشمت ...

ای لب میگون تو هم شکر و هم شرابوی دل پر خون من هم نمک و هم ک...

نخستین باده کاندر جام کردندز چشم مست ساقی وام کردندچو با خود...

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

الهی به مستان میخانه‌اتبعقل آفرینان دیوانه‌اتبه نور دل صبح خ...

فرنگیس اولین مرکب روان کردکه دولت در زمین گنجی نهان کرداز آن...

#فال_روزانه...#فال_حافظ...فال امروز شما دوشنبه 18 تیر 97فال ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط