باد به پنجره میخورد و بازمیگشت اما صدایش از بیرون می آم
باد به پنجره میخورد و بازمیگشت ، اما صدایش از بیرون می آمد که برگ ها را حرکت میدهد و گویی تمام خانه میرقصید و سکوت دردناک را میشکست و او را به یاد شادی های گذشته می انداخت.
خاطراتی که او را زنده نگه میدارند ، حتی در تاریکی و سکوت ...
خاطراتی که او را زنده نگه میدارند ، حتی در تاریکی و سکوت ...
- ۱۹۴
- ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط