آنقدر نست

آنقدر نيستي

آنقدر تنهايم

كه وقتي ميخوابي،با چشمهايت حرف ميزنم كه شب بخيرم با صبح بخير تو آغاز ميشود

مرا ببين ،من به بودنت قانعم
دیدگاه ها (۱)

تو “انتظار” چه دانیتو “بی قرار” چه فهمیتو چشم عشق دیده ای؟تو...

زیبا هوای حوصله ابری استچشمی عاشق ببخشایمتا رود آفتاب بشوید ...

هرگز نکشممنت مهتاب جهان راتاریکی شب‌های مراروی تو کافیستشبت ...

دلم از آن غافلگيرى هاى ناب مى خواهد!مثلا اينكه خدا پشت درِ ز...

پارت ۴

رمان جیمین و ا/ت پارت شیش

* 🍀﷽🍀#خانم_خبرنگارو_آقای_طلبه#هوالعشق❤️فردای اون شب علی به م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط