زان شبی که وعده دادی روز وصل

زان شبی که وعده دادی روز وصل

روز وشب را می شمارم روز وشب

مولانا
دیدگاه ها (۱)

گر بدانی حالِ مَنگریان شوی بی اختیارای که مَنع گریه بی اختیا...

ندار عشقم و با دل سر قمارم نیستکه تاب و طاقت آن مستی و خمارم...

هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده ام!!جز بر دو روی یار موافق, که ...

کانال تخصصی استاد شهریار:خود برسان به شهریارای که در این محی...

یار وداع می کند، تاب وداعِ یار کو؟ وعده وصل می دهد، طاقت انت...

گل اشکم شبی وا می‌شد ای کاشهمه دردم مداوا می‌شد ای کاشبه هر ...

لیان کندی....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط