‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌

‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌
عشق را بیمعرفت معنا مکن
زر نداری مشت خود را وا مکن

گر نداری دانش ترکیب رنگ
بین گلها زشت یا زیبا مکن

خوب دیدن شرط انسان بودن است
عیب را در این و آن پیدا مکن

دل شود روشن زشمع اعتراف
با کس ار بد کرده ای حاشا مکن


ای که از لرزیدن دل آگهی
هیچ کس را هیچ جا رسوا مکن

زر بدست طفل دادن ابلهیست
اشک را نذر غم دنیا مکن

پیرو خورشید یا آئینه باش
هرچه عریان دیده ای افشا مکن ..

#مولانا
دیدگاه ها (۶)

.شعر مولانا در تقسیم بندی انسانهاآن کس که بداند و بخواهد که ...

اگر در گذشته زندگی میکنید افسرده میشوید (چون دیگه نیست)اگر د...

. جان چیست نیم برگ ز گلزار ح...

دکتر الهی قمشه ای چه زیبا میگویدوقتی دعا میکنیدعای تو از این...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط