آقا امروز داشتیم سر ظهر با بابام میمودیم خونه هوا هم خیلی

آقا امروز داشتیم سر ظهر با بابام میمودیم خونه هوا هم خیلی گرم بود که کنار جاده دیدیم 4 تا دختر خیلی خوشگل وایسادند
گفتم خوبه برسونیموشون ؟
بابا هم زد رو ترمز گفت خانوما کجا میرید ... آدرسشون تو مسیر ما بود ... بابام گفت بیاید بالا که دختره گفت ما که جا نمیشیم
بابام در سمت منو باز کرد گفت این آقا همین جا پیاده میشه :|
به همین برکت O_O
دیدگاه ها (۳)

پارت1

برادر ناتنی من Part 2ویو جنا از خواب بیدار شدم و رفتم دست و ...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟝چشمهایش قدرت خدا رابه رخ می‌کشند.𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃˖♪彡𝄞⨾𓍢ִ໋𓂃...

Part:۲۰

| Part*42*جیمین: «لارا، معرفی نمی‌کنی؟»لارا: «چرا که نه.»نزد...

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 1(ویو نلا) صبح زود با بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط