بازنده ی عشق تو منم شهره ی شهرم

بازنده ی عشق تو منم شهره ی شهرم
معروفترین عاشق بی عرضه ی شهرم

شاعر شده ام دست خودم نیست عزیزم
باید غم عشقت به روی صفحه بریزم

جانم تو عزیز همه اشعار من هستی
با اسم تو در شعر کند قافیه مستی

سخت است در آغوش کسی هستی و اما
من مانده ام و یک دل آشفته و شیدا

من دست خودم نیست که دیوانه ترینم
ای عشق ببین عاشقمو ساده ترینم

یک روز بدون تو چه اشکی که نریزم
اشک غم و اندوه و تب عشق بریزم

هر روز کشد شعله به جانم غم عشقت
من سوخته ام سوخته ی ماتم عشقت

تو مال کسی هستی و از زندگی سیرم
ای کاش بمیرم که بمیرم که بمیرم
دیدگاه ها (۱)

ﺻﺪ ﻣﺴﺎﻓـــــــﺮ ﺁﻣﺪ ﺍﻣﺎ ﻫﻴﭽﻜﺲ ﻋﺎﺷــــــﻖ ﻧﺒـــﻮﺩ ...ﻫﻴﭻ ﻛﺲ ﺣ...

حال من خوب است اما گر چه بیمارم کمی.عاشقی را دوست دارم گرچه...

عاشقانه

دسـت نوشـتـه هـای عمــو هیـــون قسمـت اولبیست و هشت ژوئنرزِ ...

🪩 #شعر_بخوانیم 🪩«گفته بودی که چرا محوِ تماشایِ منی»یا چرا در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط