لطف اتفاق زیر را درک کنید زیرا کسی به من بارو نمیکنهال

لطف اتفاق زیر را درک کنید زیرا کسی به من بارو نمیکنه🗿💔(البته اگه حوصله داشتی)

از زبان خودم

ساعت ۱۱ نیم شب بود
داشتم از مغازه به سمت خونه میرفتم چون از مغازه وسایل خریده بودم
که وقتی پام رو تو کوچه گذاشتم متوجه چیزی شدم ته کوچه
یه فرد با کلاه نوک داره و ماسک و کاملا سیاه پوشیده همراه با کوله که همراش داشت از خونه مادر پدر بزرگم بیرون اومد همان طور که تو تصویر مشاهده میکنید که ۴ سال پیش اون خونه خالیه چون اون مادر پدر بزرگم مرده و اونجا رو به عنوان انبار استفاده میکنیم چون بابام و عمو ام جنس های مغازه رو اونجا میزارن تا تو مغازه جا نگیره فکر کنم فرد ۱۵ یا ۱۶ ساله باشه چون قدش با من یکی بود و به نظر: نمی رسید مرد باشه در رو بست منم آروم بهش زل زده بودم و فکر کردم شاید دزد باشه وسایل ها رو گذاشتم رو زمین و محکم پام رو کوبیدم به زمین داد زدم هی تو!
بعد اونم ترسید و رفت به خونه پشتی ما منم دنبالش افتادم پشت خونه کاملا تاریک بود وقتی خواستم پام رو بزارم رو پله یهو پام جا رفت و از ۲ پله افتادم به زمین:/ خیلی دردم گرفت وقتی سرم رو بلند کردم دیدم اون پسر بلای دیدار همسایه هست کاملا بارو نمیکردم اون چطور در عرض چند دقیقه از دیوار ۳ متر بلا رفت بعد پرید تو حیاط همسایه خب حیاط همسایه ما خیلی بزرگه و منم زود پا شدم و لنگ لنگ رفتم تو کوچه اصلی و دیدم در همسایه باز مونده و کسی نبود اصلا نفهمیدم پسره کجا رفت کمی گشتم ولی نتونستم پیداش کنم وسایل ها رو برداشتم و رفتم خونه و قضیه رو کاملا به والیدین خودم گفتم ولی مامانم بارو نکرد:/
بابام و عمو ام رفتن که سر بزنند که تو خونه چه خبره منم با هاشون رفتم عمو ام گفت که نمیتونه اون در رو باز کنه چون با خودش کیلد نداره پس از دیدار وارد حیاط خونه شده خب بابام هم هم فکر بود رفتیم داخل دیدیم که تمامی در ها و در کمد ها باز بود عمو ام خیلی ترسید چون جنس های او خارجی هست ولی بابام هم اصلا عین خیالش نبود:/ خب وقتی به وسایل ها نگاه کردیم دیدیم از جنس ها هیچی بر نداشته فقط از باکت ها شون رو باز کرده بود خب دیدیم که درسته همه در ها باز بود ولی چیزی کم نشده بود بعد رفتیم به آشپز خونه که دیدیم در یخچال بازه وقتی نگاه کردیم دیدیم فقط یخ برداشته (یخ به چه دردژ میخوره) بعد مدتی رفتیم به همسایه بغلی که گفته بودم یارو به حیاط او پرید بعد ازش سوال پرسیدیم که گفت صدایی نشیده ام اخه خب پیره زنه و حیاط او بزرگه البته که صدا نمیاد بعد رفتیم به دوربین های کل محله چک کردیم ولی چیزی دیده نمیشد چرا چون دوربین ها کوچه ما رو نشون نمیده منظورم یعنی ته کوچه ما رو نشون نمیده خب دیگه عمو ام و پدرم بی خیال شدن نخواستن دیگه ادامه بشه و تمام:/
دیدگاه ها (۲۵)

ایده ندارم:/

من نمیخوام🗿💔

همون جسارت ها هست:/

وحشی پارت 21+۱۸از روی پاش بلند شدم تهیونگ: کجااات: همینقدر ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط