چون صید

چون صید
اگر دام تو باشی ، شکارم
بر روی تو
و دام تو صیاد ، دچارم
دیدگاه ها (۲)

وقت آن است بیایی و خیالم بشوی همه ی روشنی فکر محالم بشوی شعل...

با هر لبخند غنچه ای باز می شودو با هر غمخشکیده میگردد

آتشی کو که بسوزد ماراجامه ای کوکه بپوشد مارادر دیار خود غریب...

جمعه هاشعبده ی تنهایی استجمعه هاتبسم رسوایی استجمعه هاثانیه ...

ای وای بر اسیری، کز یاد رفته باشددر دام مانده باشد، صیاد رفت...

یار با من عدبستبا رقيبان ایستاده بوددائما مست و ملنگ کئف جام...

سرمستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط