دست بہ صورتم نزن ...

دست بہ صورتم نزن ...

مے ترسم بیفتد ...

نقاب خندانی ڪہ...

بر چهره دارم! و بعد ...

سیل اشڪ هایم...

تو را با خود ببرد ...

و باز من بمانم و تنهایی..
دیدگاه ها (۱)

خنده‌ های تو کودکی‌ام را به من می‌بخشد .و آغوش تو آرامشی بهش...

عاشقانه های شبنم

رهایم نکن خدابدون تو دنیا عجیب جای ترسناکی‌ست،چقدر می‌ترسم ب...

دلی گرفته و چشمی به راه دارم منمخواه بی تو بمانم، گناه دارم ...

هزار سال هم بگذردنگاهت،غافلگیرم می کند...تو در هر لحظه...هزا...

آدمیزاد است و دلتنگیهایش...هر اندازه هم قلبش سرد باشد و در د...

در تمام عصرهای تنهایی امنبودنت می شود تبِ جانسوز می آید و می...

تو كنارم باش اصلا شعرهايم مال توهر چہ از تاثیر چشمت مے سرایم...

«آیا کنارم خواهی ماند؟حال که روی دیگرم را دیدی، ترکم می‌کنی؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط